سازهای ایرانی

سازهای ایرانی

سازهای نواحی ایران شامل دو بخش می‌باشد: بخش اول سازهای نواحی پارسی است که شامل جوغ، چوغرو، جاریگ، درک، انواع مختلف دایره و دف، انواع دهل و جره، انواع نقاره، تمبک محلی، کوزک، سنج انگشتی، کرپ، کرنا، انواع مختلف سورنا، سفید مهره، انواع نی محلی، نی لبک، فلوت محلی، نی جفتو، فیقو، سوتک، شاخ نفیر، بلبون، چنگ، چنگ قوطی و یروتی است. بخش دوم نیز شامل گزیده‌ای از سازهای نواحی سایر استان‌های کشور است که اکثراً دارای قدمت قابل توجهی هستند؛ به طوری که حتی تعدادی از آن‌ها جزء سازهای منسوخ شده به حساب می‌آیند. علاوه بر این تقسیم بندی هر یک از این بخش‌ها از نظر سازشناسی در دسته‌های سازهای زهی زخمه‌ای و کمانی، سازهای بادی زبانه‌دار و بی زبانه و سازهای کوبه‌ای خودصدا و پوست‌صدا مرتب شده‌اند.

زیرشاخه ها

  • تار

    تار از سازهای زهی و ایرانی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و دیگر نواحی نزدیک قفقاز برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها و بخش‌ها رایج است. واژه تار خودش در فارسی به معنی رشته است. هرچند که ممکن است معنی یکسانی در زبان‌های تحت تأثیر فارسی یا دیگر زبان‌های ایرانی تبار مثل کردی داشته باشد. این باعث شده است که کارشناسان ایرانی بر این باور باشند که تار ریشه مشترکی میان همه اقوام ایرانی تبار در جایی که از سوی ایرانیکا با قاطعیت به نام قاره فرهنگی ایرانیان نامیده شده دارد.

  • سه تار

    سه‌تار از سازهای زهی و مضرابی موسیقی ایرانی است که با ناخن انگشت اشارهٔ دست راست نواخته می‌شود. این ساز، دارای ۴ سیم از جنس فولاد و برنج است که به موازات دسته، از کاسه تا پنجه کشیده شده‌اند. سه‌تار دارای ۲۵ پردهٔ قابل حرکت از جنس روده‌ی حیوانات یا ابریشم است. صدای آن ظریف و تو دماغی و تا حدودی غمگین است و گستره صوتی آن از هنگامِ بمِ دو زیر خط حامل تا لا بمل بالای خط حامل و در نتیجه نزدیک به ۳ اکتاو است. سه‌تار پیشتر هم‌خانواده با سازهایی چون دوتار و تنبور بوده‌است و امروزه به تار بسیار نزدیک‌تر است. در موسیقی دستگاهی ایران استفاده از سه‌تار بسیار رواج دارد؛ گرچه بیشتر برای تک‌نوازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ساز برای هر دستگاه کوک ویژه‌ای دارد ولی فاصلهٔ چهارم یا پنجم پایین رونده معمولاً بین سیم‌های اول و دوم ثابت است.

  • کمانچه

    کمانچه از جمله سازهای زهی - آرشه‌ای است و جنس قسمت‌های مختلف آن چوپ، پوست، استخوان و فلز است کمانچه را در حالت نشسته می‌نوازند، به طوری که نوازنده، ساز را به طور عمودی در دست چپ می‌گیرد و انگشت‌های همین دستش در طول دسته حرکت می‌کنند و آرشه (کمانه) را‌ با دست راست به صورت افقی در حرکات رفت و برگشت، بر سیم‌ها می‌کشد. کمانچه، پایه‌ای به شکل میله‌ای فلزی نیز دارد که زائده پهن انتهای آن روی پا یا زمین قرار می‌گیرد. این ساز را معمولا از چوب کهنه و عمل آمده درختان توت و افرا می‌سازند. طول کمانچه از پایه فلزی تا صراحی(قسمت بالای سر پنچه) حدود 75 سانتی متر است.

  • سنتور

    سنتور یکی از سازهای زِهی- ضربه‌ای (مضرابی) است که دارای شکل کاملاً منظم و هندسی می‌باشد. سنتور از یک جعبه تشدید صدا به شکل ذوزنقه تشکیل شده است که بلندترین ضلع موازی آن نزدیک به نوازنده و دو ضلع با طول برابر، دو ضلع موازی را به شکل مورب قطع می‌کنند. بلندترین ضلع در سنتورهای معمولی 90 سانتی‌متر و کوچک‌ترین ضلع سنتور (دور از نوازنده) 35 سانتی‌متر و اضلاع مورب کناری 38 سانتی‌متر می‌باشند. ارتفاع جعبه سنتور در حدود 8 تا 10 سانتی‌متر است و تمام سطوح جعبه سنتور از چوب (عمدتاً چوب گردو و سرو) ساخته می‌شود.روی سطح سنتور دو حفره به شکل گُل وجود دارد که علاوه بر زیبایی ظاهری ساز، در نرمی، لطافت و شفاف شدن صدای سنتور نیز نقش زیادی دارد. محدوده صدادهی سنتور کمی بیش از 4 اکتاو است و از این نظر سنتور، یکی از گسترده‌ترین سازهای ایرانی است. سنتور دارای صوتی شفاف و بلورین بوده و قابلیت تکنوازی و هم‌نوازی را به خوبی دارد.

  • عود

    عود یا بربط و یا رود از جمله معمول‌ترین سازهای موسیقی ایران قدیم است با ظاهری به شکل گلابی، از جنس چوب در خت توت یا آبنوس با کاسه طنینی بزرگ و دسته کوتاه
    این ساز در گروه سازهای زهی - زخمه‌ای قرار می‌گیرد، طول آن تقریبا 85 سانتی متر است و هنگام نواختن به صورت افقی روی ران پا گذاشته می‌شود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ به شمار می‌آید و از آن در موسیقی سنتی خاورمیانه و شرق آفریقا استفاده می‌شود.عود دارای دسته ای کوتاه و کاسه‌ای نسبتاٌ بزرگ به شکل گلابی است و بر خلاف سازهای زهی- زخمه‌ای دیگر ایران فاقد پرده بندی بوده و دارای ۱۰ تا ۱۳ سیم است.چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است). این واژه در اصل عربی شده واژه رود فارسی می‌باشد که هم نام دیگر بربط است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می‌باشد.بربط یا عود، بم‌ترین صدا را در بین سازهای زهی دارد. صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز هم در تک‌نواز و هم‌ در گروه‌نوازی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • دف

    دَفّ، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است که شامل حلقه‌ای چوبی است که پوست نازکی بر آن کشیده‌اند و با ضربه‌های انگشت می‌نوازند. این ساز از سازهای ضربی ایرانی شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن و با صدای بم‌تر است. چنان‌که از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.

نمایش 1 - 12 از 15 آیتم